منم همین مشکل رو دارم.البته وقتی مامانم لباسها رو می اندازه سر بند...

Posted by farzane at August 22, 2010 12:23 AM

آخ آخ خيلي خوبه وبت! مردم يعني اين چند روز!!! نشد يه نفس بخونم هي نفس به نفس ميخوندم!!!!
ولي دوسش داشتم!
دو تاش شاهكار بود برام خيلي عجيب: يكي اون رودكي در كودكي...:))
دوميش هم اون نسل سوخته و بستني پاك!!!
يعني نمي‌دوني چقدر ذوق كردم!

Posted by مژگان at July 8, 2010 11:53 AM

من یکی هست که لباسام با یکی کوچیکتر عوض میکنه...

Posted by امید at July 6, 2010 6:24 PM

وقتی میخوای بندازی تو ماشین لباسشویی، مطمئنی دوتاشم میندازی؟
شاید یکیشو با لباس تیره ها میاندازی و طوسی میشه.
یا مطمئنی همه لباساتو از تو ماشین در میاری؟
من نگرانم خودتو سپرده باشی به خدا...

Posted by Z.M at July 5, 2010 7:50 AM

room be divar,in iaru vase man chizaie dige ro midozde.khob khubish ine ke ie lengash nemimune o daghe dele adamo taze kone.:-"

Posted by sophie at July 4, 2010 5:36 PM

besyar hese hamzat pendari daram be in ghaziye

Posted by at July 4, 2010 1:13 PM

آقا دست مریزاد.
کل وبت رو یه نفس خوندم.
اگه ادعای پیامبری کنی، بهت ایمان میارم.
والا.

Posted by حسین at July 2, 2010 6:20 PM

قشنگ بود باز!

Posted by مهسا at July 1, 2010 11:47 PM