گاهی جایی نه در اولین برخورد، که در چندمین دیدار در یک لحظه تأثیری خاص و متفاوت بر تو میگذارد... قبلا هم اینجا بودهاه و اتفاق خاصی نیفتاده بود، نمیدانم چرا، آدرس را هم یادداشت کرده بودم، این را هم نمیدانم چرا، اما امروز باز آمدم و یک نفس تمام پیاله ها را سر کشیدم و گاهی حتی به پیالههای شمرده شدهی دیگران هم انگشتی به چشیدن کشیدم و بارها و بارها به پائولای تئودوراکیس گوش دادم...
وقت رفتن خواستم دست خالی نیامده باشم، یاد آخرین نوبرانهای افتادم که امروز برایم رسیده بود. گفتم به تو هم تعارفش کنم:
هنوز هم نمیدانم
هر سال که میگذرد
يک سال به عمرم اضافه میشود
يا يک سال از عمرم کم میشود!
که به گفتهی فرستنده از باغ گاندی چیده شده... و من را به این فکر انداخت که تا روز رسیدن به سی سالگی نگاه اول را در چشمانم داشتم و پس از آن نگاه دوم را.
خیلی باحال بود
کلی با بچه ها خندیدیم .....
مثال سبیل مخمل در دوستان در آن سالها فراوان یافت می شود...
خب تو نگاه نکن! مگه مجبورت کردن؟!!!! :))
حالا چه اهمیتی داره که اون موقع بچه باحال بودی یا الان بچه باحال هستی یا نیستی... :))
در يكي از همين اردوها بود كه عاشق شدم.
اگر از اول عمرت بچه باحال بوده باشي، عمراً بفهمي چي ميگم.
من تو رو می شناسم؟
hahaha V
V
V
V
v
hahaha V
V
V
V
v
azizam na ke az khodet ax e oon shekli nadidim? :p
shoma anet boo nadare, na? :))
اینجا خیلی دور است
آنقدر دور که وقتی کسی میپرسد: کجا؟
میتوانی بند کفشهایت را یک دور بیشتر دور پاهایت بپیچی و بگویی: کردستــان!
اینجا خیلی دور است
آنقدر دور که وقتی کسی میپرسد: کجا؟
میتوانی بند کفشهایت را یک دور بیشتر دور پاهایت بپیچی و بگویی: کردستــان!
etefaghan kheili ham bahalan! kolli mikhandim o maskhare mikonim...man ke khodam ASLAN az oonjoor aks ha nadaram....hatta vaghti teenager boodam! :))))
etefaghan kheili ham bahalan! kolli mikhandim o maskhare mikonim...man ke khodam ASLAN az oonjoor aks ha nadaram....hatta vaghti teenager boodam! :))))
آورین، آورین، راست میگی