یعنی که دلت چیز خوبی خواسته، یعنی که ساده ترین چیزها گاهی خواستنی ترین هان.
حتی اگه خیلی خوش باشی.
تازه مگه خوشی بزنه زیر دل آدم جرم کرده؟
بابا این خانوم خرمگسه. یه خرمگس دیگه است
هر چند جفتشون لوده اند
خیر.
یعنی ناخوشی زده روی دلش.
اقای خرمگس خودت چرا سال به سال وبلاگت اپ نمیکنی؟هاان؟!
حدود بيست و پنج ساله كه مي شناسم ات و وبلاگ تو مي خونم و مي دونم كه تو و بوز كله پاچه خورترينيد و خيار شور ايراني دوست داري...هرچي دارم بر و بر نيگات مي كنم بلكه خجالت بكشي تو هم منو بشناسي و بگي من چي خور ترينم و خيارشور كجايي دوست دارم هي هيچي نمي گي... با كمال شرمندگي مجبورم از تو ليست دوستام پاك بكنمت
آخی...
سلام عزیز. مدتیه که وبت رو میخونم و استفاده میکنم و توی پیوندهای وبلاگم اسم وبلاگ شما رو اضافه کردم. ولی متأسفانه هر چی به لیست وب شما نگاه میکنم اسمی از خودم اونجا نمیبینم. اگه تا هفته دیگه اسم منو به دوستانت اضافه نکنی با کمال شرمندگی مجبور میشم وب شما رو از دوستانم حذف کنم.
یا حق
اگه آدم دلش واسه لهجه ترکی بقال سر کوچش تنگ بشه یعنی تو کشورش چیز بهتری نبوده که دل آدم واسش تنگ بشه!
ba masooliyate mahdood
علت البته بر من مکشوف نیست اما شما می توانید برای رفع دلتنگی خویش چندین بار در روز دیالوگهای خویش با بقال کذا را بازسازی کنید. به این صورت که قدم زنان به سر کوچه رفته وارد بقالی شده و از او تقاضای یک شانه تخم مرغ و یه سیر پنیر کرده و پاسخ های ایشان را با لهجه ترچی ادا کنید. در حین ادای این جملات یک گوش خود را به بقال داده و با یک دست هم اندکی تخمه جاپونی از کیسه جلو دخل برداشته همانجا بشکانید.
در پرده آخر یک خوش گلدی به خود حواله کنید تخمه شکنان از در خارج شوید.