اما در مجموع بنده می‌دانم که شما در ینگه دنیا نشسته‌ای و اینجیری می‌خواهی برای فرهنگ و دولت غرب تبلیغ کنی که ملت با خودشون فکر کنن، خوش‌بحال جو، روزی 9دلار درآمد داره و دلار رو بگیریم نهصدوچلوپینش‌تومن، می‌شه از قرار...فلان تومن، اما قاسم چقدر بدبخ پبچاره است و پولش کم است، پس بیا برویم خارج، و انجا اگر اسممان سوسن بود، در خارج می‌کنیمش سوزان،که هم باکلاسی شود، هم ناز شویم و غیره. اما نمی‌دانند همانطور که در فیلم عروس‌فرنگی که تلویزیون نشان داد، هرکس به خارج می‌رود سوسول و آدم بد می‌شود.
اما جناب سمیال؛ بدان که ما، همه جوان‌های ارزشی‌ای هستیم و روزی سی‌و‌پین بار بهمون بفرما می‌زنن که تو رو امام بیا برو خارج، اما ما می‌گیم اگر خارج در دست چپ و مارج در دست راستم قرار دهید، بنده قاسم خواهم بود و قاسم خواهم ماند و ساعتی هزار جون خواهم کند و شیشوپونصد هم پول نوشیدنی (صد البته نوشیدنی سالم و پرانرژی و غیر الکل ملکلی) می‌دهم.

البته بنده به شخصه از تئوری "ممدَسن- هـنه؟- بربری" هم استقبال می‌کنم.
این بود افاضات من.
امزا:
رد

Posted by red at March 27, 2008 6:06 PM

که بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
و ما می‌بایست نسبت به همنوع خود رحم و شفقت و مودت داشته باشیم و به یگدیگر کمک کنیم و با هم مهربان باشیم و دست‌در‌دست هم نهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد و همانطور که می‌دانیم اگر از تئوری:
"کـَرَم‌علی ازگل‌زاده -ساعتی سه‌و‌پونصد-کیک درنا دیویس‌پنجا تومن و نوشابه بطری‌ای 300تومن"
استفاده کنیم، و اینگونه به اعتلای فرهنگ و هنر و مسائل سیاسی اشتماعی هم کمک می‌کنیم و این‌گونه ناز زندگی می‌کنیم و ناز از دنیا می‌رویم و الخ. [این الخ را دیروز بدازظهر از آقا جانم آموخته‌ام]
و ناگهان از خواب پریدم و مادرم به من گفت باید لقمه‌ام را بخورم و به مدرسه بروم.

Posted by red at March 27, 2008 5:51 PM