من می دونم نون پنجره یی چه شکلیه. و خب باشه. مگه حتما باید آدم بربری باشه؟؟؟

Posted by چندگانه at October 20, 2007 10:16 PM

خدا شکرش را بیشتر کند

Posted by Armaghan at October 20, 2007 9:35 PM

خدا شکرش را بیشتر کند

Posted by Armaghan at October 20, 2007 9:35 PM

دقیقا من هم وضع تو رو دارم با این تفاوت که معتقد بودم تو دانشگاه کامپیوتر خوندن مفت نمی ارزه و رفتم برق.
اشتباهم این بود که نمی دونستم تو دانشگاه کلا هر چی بخونی مفت نمی ارزه.

Posted by LiTi at September 30, 2007 5:19 PM

جالب بودُ چه دنیای عجیبیه...نمی دونم اگه به سن من رسیدی (سی وشش سالکی) چه جوری فکر کنی ولی وقتی از بالا به هرچی نگاه کنی همه چیزا مثل هم هست حمال بودن با مستر کامپیوتر داشتن فرق نمی کنه ایران با سوئد فرق نمی کنه (امریکا رو نمی دونم) ... مهم یک چیز دیگست که تمام عمر دنبالش می دویم تا بفهمیم اون چیه که مهم هست نمی دونم آخرش می فهمیم یا نه... هنوز کسی رو ندیدم افسوس نخوره تا صادقانه جوابم رو بده!

Posted by at September 26, 2007 11:05 PM

نون پنجره ای که خوبه باز! شکلش منظمه!

Posted by Parisa at September 26, 2007 8:22 AM

بیم آن داریم که آنگه که بیسوهف ساله شدیم ،بر خود بلرزیم از رشته‌ای که خوانده‌ایم .
خداوند عاقبتمان را به خیر کند

Posted by red at September 25, 2007 8:48 PM

اي بابا آرش جون!‌ اگه بخوایم غصه اين چیزا رو بخوریم كه صبح تا شب باید غصه بخوريم! وضع من كه از وضع تو بدتره! راستي چي شد جمله محبت آمیز پس رفیق؟!؟!

Posted by ehsan at September 25, 2007 5:29 PM

:))

Posted by sun at September 25, 2007 8:11 AM

:))

Posted by sun at September 25, 2007 8:10 AM