بچه که بودیم یه لگن صورتی بود
می بردیم تو حیاط
توش علف می ریختیم با آب
اون سوراخشم من با انگشت نیگر می داشتم
بعد میکی موسو کوک می کردیم مینداختیم توش شنا کنه
شلپ شلپ شلپ شلپ
بیچاره دو تا دست که میزد می رسید اونور
و ما بدون اینکه به زبون بیاریم
فکر می کردیم که ای کاش یه لگن بزرگتر داشتیم
که میکی موسه حداقل یه کوک کامل بتونه توش شنا کنه

حالا از اون روزا خیلی گذشته
دیگه نه لگنه رو داریم
نه میکی موسه رو
نه همو

این پنجشنبه قراره بریم در خونه احمدی نژاد اسکی. بلیتش 1500 تومنه میگن. برفشم خوبه گویا.

چیزی که خیلی واضح و مبرهنه اینه که من توی باقالی‌ها هستم.
چیزی که اصلا واضح و مبرهن نیست نحوه خروج از باقالی‌هاست.

دیالوگ:
- باقالی بدم باقالـــــی........
- هشششش اون کفگیرتو نمی‌تونی یواشتر فرو کنی؟ مخم سوراخ شد. عوضی!

با توجه به اینکه وبلاگ جالبی دارم،
حتما بهتان سر می‌زنم.

آدم نباید خر مردم بشه.
چرا آدم باید خر مردم بشه؟
آدم باید جوری رفتار کنه که خر مردم نشه.
رفتار آدم با دیگران باید طوری باشه که به صورت یک خر تصورش نکنن.
کسی که آدمو خر تصور می کنه گناهی نداره چون حتما یه چیزی دیده دیگه.
آدم کم کم خر میشه ولی وقتی خر شد باید زیاد زیاد بار ببره.
تابع خرشدگی نوعی چسبندگی از بالا داره یعنی وقتی خر شدی دیگه به این راحتی نمیشه آدم شی.
هر آدمی دوست داره که آدمای دیگه خرش بشن.
خر و آدم سالهای ساله که با هم چنین رابطه های پیچیده ای دارن. شواهدی از قرن هفتم هجری مبنی بر این روابط در دست است. (ر.ک. دیوان مولوی)
آدم هر چی نصفه نیمه تر باشه وقتی خر میشه خر بهتر و کاملتری میشه.
همین دیگه.
خر همتونم به مولا.

آخه آدم به این جونور چی بگه؟

بنده خوب به خاطر دارم آن زمان که به اونیورسیته مهندسی برق می رفتم، در درسی به نام کارگاه برق نحوه سیم کشی دستگاهی را آموزش می‌دادند به نام نومراتور. این دستگاه دارای تکنولوژی پیشرفته ای است که جهت حمام‌های نمره طراحی شده. سیستم کار دستگاه به این شکل است که از هر کابین یک سیم به این دستگاه کشیده شده و وقتی حمام‌کننده نیاز به چیزی مثل صابون، شامپو، سفید آب، داروی نظافت و غیره داشته باشد و فراموش کرده باشد که آن را از خانه بیاورد یا در بدو ورود به حمام آنرا خریداری کند، از آنجا که نمی تواند کـون لـخت بیرون بیاید و اگر درب حمام را هم جهت داد زدن باز کند کـونش یخ می کند، دکمه مخصوصی را که به همین منظور در کابین وی قرار داده‌اند فشار می دهد و در نتیجه جریان الکتریسیته خیلی مخصوصی که فقط مهندسها آن را می فهمند در سیم جاری می شود و زنگی را برای حمام‌چی به صدا در میاورد. در عین حال در پنل مخصوص حمام‌چی برای هر کابین یک چیز فنرمانند موجود است که پس از فشرن کلید به بالا می‌پرد تا چنانچه حمام چی در لحظه فشردن کلید، پشت پنل حضور نداشت، پس از مراجعه متوجه نیاز حمام‌کننده فوق الذکر بشود. در پایان حمام‌چی پس از برآوردن نیاز حمام‌کن‌ها، فنرهای بالا پریده را به سر جای خود بازمی‌گرداند تا برای بالاپریدن مجدد آماده شوند.

باری، امروز حقیر به دنبال یافتن سیستمهای پیجینگ مبتنی بر WiFi بودم که ناگاه این مساله را به یاد آوردم و معنی دقیق عبارت "ارتباط صنعت و دانشگاه" را خیلی خوب لمس نمودم و بر آن شدم تا این چند سطر را بنویسم تا نوجوانان عزیز سال آخر ریاضی که جهت قبول شدن در دانشگاه خیلی تلاش می‌کنند و اتفاقا خیلی هم دوست دارند برق قبول شوند بدانند که قرار است به چگونه جایی بروند و چگونه علومی بیاموزند!

عجب ترفندم جواب داد

اینقدر چیزای قشنگ می نویسم حداقل یه کامنت بذارین تشکر کنین.
<---- این عدده این بغل کامنته. اِ نمی دونستی؟ آره بابا کامنته.

یه جا یه درختی هست که ریشه هاش همینجور رفته تو زمین. یعنی پوسته و جبه و هسته و همه رو رفته. بعد تو هسته هم که رسیده رفته بازم جلو تو یه بعد دیگه ای که ما نمی بینیم. و هی رفته و رفته...

همینجوری گفتم که بدونین

خب... تا یه چیز دیگه

یه بار جوون که بودم رفته بودم گوانگژو. اونجا یه کافی نت بود توش صد تا کامپیوتر بود. صد تا خیلیه ها، اصلا ندیدی تا حالا یه جا. بعد برای کل این صد تا کامپیوتر که حداقل صد تا آدم هم پشتشون نشسته بود، کلا، سه تا مهتابی گرد روشن بود اونجا. در و دیوار هم کثیف و سیاه بود. میشد سیگار بکشی و دودشو فوت کنی تو کله جلوییت. جوونا میومدن اونجا فیلم میدیدن. فیلما رو سرور بود. بعضیا هم بازی می کردن. منم چت می کردم. ساعتی هم 250 شارژت می کردن. 250 تومن. خواستم بگم بدونی کمونیستی که میگن یعنی چی. ولی اون دختره مسئول اونجا که تیپش وحشی بود کمونیست نبود. من فهمیدم.

خب... تا یه خاطره دیگه.

امروز اولین روز از سال نو میلادی است. امروز برای خدا چه کردی؟

October 2011 September 2011 August 2011 July 2011 June 2011 May 2011 April 2011 March 2011 February 2011 January 2011 November 2010 October 2010 September 2010 July 2010 June 2010 May 2010 April 2010 March 2010 February 2010 January 2010 December 2009 November 2009 October 2009 September 2009 August 2009 July 2009 June 2009 May 2009 April 2009 March 2009 February 2009 January 2009 December 2008 November 2008 October 2008 September 2008 August 2008 July 2008 June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 September 2006 August 2006 July 2006 June 2006 May 2006 April 2006