« June 2006 | Semialism Home | August 2006 »






  عدد بده
3

حالم جغول بغولیه
الکل داری؟
حالم
جغول
بغولیه
آره جغول بغولیه
وای جغول بغولیه
آخ جغول بغولیه

 


  عدد بده
3

این مملکت کولر گازی میخواد عزیز من

 


  عدد بده
2

موفقیتهای شغلی،
مرا گاز می گیرند
حالا گاز می گیرند
آره گاز می گیرند
آخ گاز می گیرند
وای گاز می گیرند
ووی گاز می گیرند
.
.
.

 


  عدد بده
1

خیانت،
گاهی فقط به اندازه یک smiley

 


  عدد بده
3

ه ر ک ا ر م ی ک ن م ن م ی ت و ن م خ و د م و خ ر ش م

 


 


Tomorrow's rain will wash the stains away
But something in our minds will always stay...

 


  عدد بده
6

منو بیشتر دوس داری یا مارمولک ماداگاسکارو؟

 


  عدد بده
4

های خانومی که سوار 206 اتوماتی
یادته تا چند وقت پیش
رانندگی یکی از سخت ترین کارای زندگی بود؟
اما حالا به یمن تلاش متخصصین داخلی
رانندگی برات راحت و لذتبخش شده
بیشتر سوار ماشین میشی
و دوست داری مدام با سگ قشنگت بری خرید

میخوام اینو بگم که به واسطه حذف شدن فشار
نباید یادمون بره اینی که سوارشیم ماشینه
و اینجا هم خیابونه
راننده خوب و خوشگل ماشینشو وسط خیابون پارک نمی کنه.
می کنه؟

 


  عدد بده
3

کاشکی من به جای ماشین مترو داشتم
که خیلی سر وقت میرسیدم

 


  عدد بده
3

تو دیکشنری جلوی open-minded نوشته «روشنفکر». معنی انگلیسیش رو هم نوشته:

open to new thoughts and ideas


ولی از اونجایی که تو مملکت ما همه چی بر عکس همه جاست، هر کی تو چیزای کپک زده عهد بابابزرگ من سیر کنه بهش میگن روشنفکر. همه هم فکر می کنن که ووووه چقدر یارو خفنه! خفن نیست بابا، کپکه!

 


  عدد بده
5

نامه سرگشاده به رییس جمهور منتخب ملت ایران

دکتر جون من مشکل بیکاری دارم
یه فکری بکن

فرام سمی وید لاو

 


  عدد بده
9

میگن اون قدیم ندیما که آدما هنوز از چند و چون دنیا زیاد خبر نداشتن
هر بار که یه لک لک از تو آسمون رد میشده
همه دخترا میرفتن تست حاملگی میدادن

 


  عدد بده
1

به من میگه شیکم گنده
منم خوشم میاد
آخه من شیکم ندارم

 


  عدد بده
5

من یه آدمییم که از سر بیکاری رفتم دانشگاه
بعد از سر بیکاری اومدم بیرون
الآنم از سر بیکاری
وبلاگ می نویسم
می خورم
می خوابم
می شاشم
فیلم می بینم
دنبال کار می گردم
خلاصه که شکر خدا بیکاری باعث شده زندگی من یه شکلی بگیره به خودش

 


  عدد بده
1

آره اصلا این پینگه کلا یه چیز رو نرویه. آدم احساس مونیتور شدن می کنه. منم که مونیتورفوبیاک... انگار یکی داره از بالای نرده ها لب دریا رو نیگا میکنه...

یه RSS feed هم میذارم این بغل که قیافه دست و پا نشسته اینجا رو هم هر کی نخواست دیگه نبینه. کلا می دونی چیه؟ من یه آدمیم که دوس دارم همه تا جایی که می تونن خفه شن، مگه اینکه حرفایی بزنن که من دوس دارم. باشه؟

فقط نمی دونم چرا این چراغ RSS تو IE7 روشن نمیشه. feed کردم دیگه چی کارت کنم؟

 


  عدد بده
4

آقا ما چیکار کنیم یه وبلاگ داشته باشیم هر چی دلمون خواست توش بنویسیم کسی غر نزنه؟ بگم پینگ نکنه حله؟

 


  عدد بده
2

خوبم، تو خوبی؟

 





April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 September 2006 August 2006 July 2006 June 2006 May 2006 April 2006