مثلِ آنان که برای آینده خودشان را جر می دهند
مثلِ مورچه های زحمت کش احمق است
که با اینکه می دانند در اتاق من همیشه نان و cereal تازه هست
خودشان را پاره می کنند تا یک چس از آن را در خانهشان ذخیره کنند
به امید اینکه وقتی زمستان آمد دور شومینه بنشینند
و با هم چای و سوپ و کمی خرده نان بیات بخورند
زمستان هنوز نیامده
و امروز عصر در مدرسه مورچهها
حول مساله مهم زمستان
و عدم توجه کافی بچه مورچهها به آن
جلسه اولیا و مربیان بر قرار است