ای کسانی که فکر خارجه در سر می‌پروانید
پند گیرید از رفتگان خود
و چون در پی می وافر و ساقی ماهر و عشرت مدام و جفت اعلایید
صد البته که اندیشه خارج از سر بیرون فکنید
و بچسبید پارتیهای آخر هفته تان را
هر چند با طعم کمیته وشلاق عجین
که خود لذتی نهفته است در آن
که شما هنوز نمی‌دانید
و به یاد آرید روزهایی که پدر را تمنای موز می کردید
و ببینید امروز را که موز عنتر میوه‌جات است
و بدانید که چون غربتی شوید
راهروهای طویل بیر و واین را طی می کنید
تا به ماست ساده و نان پیتا برسید - اگر باشد
و چون در پی سفر و گردش و دشت و دامان خدایید
دست کم به سوی شیطان بزرگ روانه می‌نشوید
که سخت بیابانی است بی آب و علوفه و تمدن
که کف‌تان را به سالی در آورد
وگر به اندیشه تحصیل علم و فن و اندیشه‌اید
صد البته که همین است صراط مستقیم
آیید و ادامه دهید طریق خرخوانی را
و البته بدانید که پی اچ دی و ام بی ای و امثاله
همچو پشگل بر کف خیابان پراکنده است
- کلا گفتم که بدانید، از جهات مختلف -
پس خوب اندیشه کنید
و تصویری راست از آینده برای خود سازید
و به همان اندازه که به نیکی از خارج یاد میکنید
به شر آن نیز بیاندیشید
و بدانید خویشان و یاران که فخر فرنگ را فروشند همی
خود دهانی دارند صاف شده
و چه بسا لوزرانی بیش نیند
حال خود بسنجید و برگزینید
آن را که بر خود شایسته‌تر می‌بینید