- رادیو ایران بفرمایید
- الو
- بفرمایید روی خط هستید
- سلام آقای دکتر هولاکویی، حال شما خوبه؟
- نه نشد عزیزم. شما دارید سلام می کنید یا حال منو می پرسید؟ این که نمیشه که ما بخوایم سلام کنیم در همون جمله حال طرف رو هم بپرسیم. این مثل این می مونه که من یه تفنگ بگیرم دستم برم وسط خیابون...
- آقای دکتر من فقط طبق عادت...
- عزیــــــــز من، عزیـــــــــز من. آخه عادت که نشد حرف. اینکه نمیشه ما هر کار غیر مسئولانه ای انجام بدیم بعد بگیم طبق عادت. مثل این می مونه که من گاز سمی رو در فضا پراکنده کنم و همه رو بکشم بعد بگم طبق عادت. خب آخه این که نمیشه... خب حالا سوالتون رو بفرمایید.
- آقای دکتر چند وقت پیش من داشتم نوه ام رو که از جونم بیشتر دوستش دارم...
- اجازه بدید، اجازه بدید. شما دارید مسائل رو باهم قاطی می کنید. شما نوه تون رو دوست دارید یا فکر می کنید که دوستنش دارید؟
- آقای دکتر من احساس می کنم که دوستش دارم.
- نه مثل اینکه شما متوجه نشدید سوال من رو. عرض من اینه که شما نوه تون رو دوست دارید یا فکرتون این هست که دوستش دارید
- فکرم اینه آفای دکتر
- ببینید سرکار خانم ما که نمی تونیم با خودمون رودربایستی داشته باشیم. شما یا نوه تون رو دوست دارید، یا فکر می کنید که دوستش دارید. دیگه اینکه احساس میکنم دوستش دارم یعنی چه؟ مگر ما دوست داشتن رو احساس می کنیم؟ اصلا مگر دوست داشتن احساس کردنیست که من احساس کنم کسی رو دوست داشته باشم؟ ما 5 تا احساس داریم دیدن و چشیدن و شنیدن و بوییدن و لمس کردن. غیر از اینها احساس دیگری وجود نداره. حداقل من که احساس دیگری درون خودم سراغ ندارم. این مثل این می مونه که من لخت بشم توی خیابون بعد بگم احساسم این است که اینجا خونه خودم هست. خب آخه اینکه نمیشه. شما اصلا بچه چندم خانواده هستید؟
- بچه دوازدهم آقای دکتر
- مادر و پدرتون با هم زندگی می کنند؟
- مادر و پدرم 60 سال پیش عمرشون رو دادن به شما
- بله خب هر کسی یک روز میاد و یک روز هم میره. دیگه ناراحنی نداره. بفرمایید که نوه تون بچه چندمه؟
- بچه اوله
- شوهرتون - یعنی پدر بزرگ نوه تون - بچه چندمه؟
- بچه هشتم
- این نوه، نوه دختری شما هست؟
- بله
- مادرش بچه چندمه؟
- بچه آخر
- عرض من این بود که بچه چنددددم خانم محترم. من که نپرسیدم اوله یا آخره که شما می فرمایید آخر. چندم جوابش یک عدد هست.
- بله ببخشید. بچه چهارمه.
- چند خواهر چند برادر؟
- یک خواهر و دو تا برادر
- اختلاف سنی چقدر هست بین اینها؟
- اولی و دومی 1 سال بعدی 2 سال و بعدی 5 سال.
- اولی پسر هست؟
- بله
- خب اجازه بدید من اطلاعات رو به کامپیوتر بچه سنج وارد کنم
^%^@&^%*%&@
خب ببینید خانم محترم. به نظر میاد که مادر این کودک - یعنی دختر شما - به دلیل اختلاف سنی زیاد با خواهر و برادرانش عقده ای بار اومده. درست مثل خود شما و شوهرتون که به دلیل تعداد زیاد خواهر و برادرها عقده ای و به نحوی عوضی بار اومدید. خب مشخصه از چنین خانواده بی اصالت و بی اصل و نسبی همچین نوه پرخاشگری هم متولد میشه.
- ولی آقای دکتر
- ولی نداره دیگه عزیز من. شما اگر زنگ زدید که مشکلتون برطرف بشه این چیزیه که من دارم میگم.
- آقای دکتر اجازه بدید. مشکل من اینه که نوه ام اسهال گرفته.
- من اصلا کاری ندارم که نوه شما چی گرفته. شما مشکل دارید و در این ماجرا مقصر اصلی هستید و باید اینو بپذیرید. به هر حال خوشحال شدم باهاتون صحبت کردم. شنونده بعدی لطفا؛ رادیو ایران بفرمایید.