.. یه چیزی بوده و هست که من همیشه می خواستم بگمش ولی توفیق گفتنش تا به امروز نصیب حقیر نشده بود تا اینکه این فرموده ایشون بالاخره ما را به تخلیه آن واداشت.

شخصا از آدمهای زیادی شنیدم که میگن عکاسی با دوربین دیجیتال هنر نیست و کاریه که هر کسی می تونه بکنه و بدتر از اون post-processing توسط کامپیوتر رو بزرگترین خیانت به هنر عکاسی می دونن و عکسی رو که فوتوشاپ شده باشه فاقد ارزش می دونن.

برداشت من اینه که کسانی که این عقیده رو دارن احتمالا یا با تکنیکهای عکاسی فیلمی آشنا نیستند، یا با تکنیکهای عکاسی دیجیتال و یا با هردوش. کسانی که با عکاسی فیلمی بیشتر از حد معمول آشنا باشن یعنی حداقل یک بار توی یک تاریکخونه رفته باشن، حتما دیدن که اونجا انواع و اقسام فیلترها و عدسی‌ها و ابزار و بند و بساط مختلف موجوده که کار هر کدومشون رو میشه نظیر کرد با یکی از ابزارهایی که در فوتوشاپ وجود داره. حتی الگوریتم خیلی از ابزارهای فوتوشاپ را با الهام از چیزی که در تاریکخونه اتفاق میفته نوشتن. پس در واقع فوتوشاپ تاریکخونه عکس دیجیتاله و اگه همچین چیزی وجود نداشت واقعا در حق عکس دیجیتال ظلم شده بود. مثل این بود که قدیم یه عکاس حرفه ای فیلم رو از توی دوربین در بیاره و بره بده سر کوچه چاپ عکس رنگی در 17 دقیقه‌اش بکنند! و البته همون طوری که میشه در استفاده از فوتوشاپ زیاده روی کرد و عکسهای غیر طبیعی خلق کرد، توی عکاسی فیلمی هم این اتفاق می تونه بیفته. حالا اینی که در حال حاضر فوتوشاپ دست هر بچه ای هست و باهاش هر کاری می کنه بحث دیگه ایه که احتمالا مربوط میشه به ارزون شدن روز به روز تکنولوژی و در دسترس بودن امکانات.

و در مورد دوربین های دیجیتال و فیلمی هم تفاوت خاصی در روح قضیه وجود نداره. توی دوربین فیلمی اطلاعات به صورت واکنشهای شیمیایی روی فیلم ضبط میشه، و در دوربین دیجیتال به صورت سیگنالهای الکترونیکی روی حافظه. نهایتا در هر دو شدت و رنگ نوری که به دیوار اتاق تاریک دوربین میرسه یه جایی ضبط میشه.

و اما از لحاظ هنری. فرض کنیم که اصلا همه چیز دستی بود و همین نور سنجی و فوکوس اتوماتیک هم توی دوربین های فیلمی وجود نداشت. بعد یه عکاس میومد یه عکس از یه سوژه مثلا یه درخت می‌انداخت. اگر این عکس از لحاظ تکنیکی کاملا خوب از آب در میومد، یعنی نورش، فوکوسش و سایر فاکتورهایی که باید رعایت بشه، آیا این عکس یک عکس هنری محسوب میشد؟ نه! صرفا اون عکاس یک عکاس با تجربه محسوب میشد که بلده چطوری با اعداد و ارقام و فرمولاهای مربوطه کار کنه تا تنظیمات دوبین رو درست انجام بده. ولی این که این عکس هنریه یا نه یک بحث دیگه است. پس فوکوس و نورسنجی اتوماتیک نیومدن تا هنر رو از عکاسی بگیرن، اومدن تا دغدغه های فنی اضافی رو از بین ببرن تا هنرمند بیشتر بتونه به بعد هنری قضیه بپردازه. این روند با اومدن دوربین دیجیتال هم ادامه پیدا کرد. منتها چون اصولا برای هنرمندا یاد گرفتن چیزهای فنی خیلی سخته و دوربین دیجیتال هم به شدت به کامپیوتر وابسته است، خیلی از عکاس ها نتونستن از این نقطه عطف رد بشن و در نتیجه خواسته یا ناخواسته منتقد و دشمن دیجیتال شدن، که البته دیر یا زود از موضعشون جا به جا شده و خواهند شد.

واین وسط بعد هنری عکاسی کاملا یه جای دیگه نشسته. بعد هنری عکاسی توی مغر تعریف میشه. دوربین و فیلم و تاریکخونه و فتوشاپ و ... همه ابزارن برای پیاده کردن اون چیزی که توی مغز عکاسه. درست مثل رنگ و بوم و قلم‌مو برای نقاشی. کسی تا حالا اومده بگه پیکاسو هنرمند نیست چون رنگ روغنی که استفاده می کرده رو تو بسته بندی از سر کوچه می خریده ولی لئوناردو داوینچی چون خودش رنگ میساخته هنرمنده؟... نهایت چیزی که میشه در مورد داوینچی گفت اینه که "وی علاوه بر نقاشی در ساختن رنگ نیز تبحر داشت". و اتفاقا پیشرفت در ابزار وظیفه هنرمند رو سخت تر هم کرده. شاید مثلا 100 سال پیش میشد به یه عکاس صرفا به خاطر اینکه عکسش واضح و شفاف از آب در اومده یه تبریکی گفت ولی الآن دیگه از اون خبرا نیست!

و اینکه احیانا عکسهای قدیمی از عکسهای جدید قشنگترن، باز هم بحث دیگه ایه و ربطی به این نداره که با چه دوربین یا فیلمی گرفته شدن. مگه اینکه موسیقی راک دهه 60 از الآن قشنگ تره به نوع سیم و چوب گیتارهای اون دوره ربط داره؟ چرا همه چیز رو سر این دیجیتال ننه مرده خراب می کنید آخه؟ هنر رو آدمها می سازن نه ابزار. اگر عکاسی یا موسیقی یا هر هنر دیگه ای داره پسرفت می کنه دلیلش اینه که آدمهایی که میسازنش و آدمهایی که بهش توجه می کنن و آدمایی که ساپورتش می کنن عوض شدن. دلیلش اینه که شرکتها و رسانه هایی که محور فعالیتشون سودآوری مالیه دارن به هنر که یک چیز احساسی و درونیه جهت میدن.

حقیر در همینجا اعلام خستگی کرده و به انشای خود پایان می دهم. با عرض پوزش از انواع و اقسام غلطهای املایی، انشایی، نگارشی، پیوستگی، همبستگی و غیره.