مگر نه این است که مغز به تمامی اعضای بدن فرمان می دهد؟
مگر نه این است که اعضای بدن هر فرمانی که از مغز برسد را انجام می دهند؟
اگر مغر بگوید راه برو همه بسیج می شوند تا راه بروند.
اگر بگوید بنشین همه برای نشاندن خودشان دست بکار می شوند.
اگر بگوید ورزش کن؟ همه ورزش می کنند.
و اگر بگوید بخوان؟ می خوانند.
همه این اعضا مطیع و فرمانبردار مغزند. در واقع برده اویند.
اگر مغر بگوید، تا پای جان از خود مایه می گذارند.
بدن نیروی کار ارزان مغز است: کافی است مغز فرمان بدهد تا مثل خر برایش کار کنند.

و مگر این ما نیستسم که توی مغزمان نشسته ایم و فرمان می دهیم؟
جوی استیک این اعضا مگر دست کسی غیر از "خود" ماست؟
فکر و اندیشه و اراده ما مگر جایی خارج از مغز است؟
پس حالا به من بگویید چه می شود که مغز از این نیروی کار ارزان استفاده نمی کند؟
مگر نه این است که اگر مغر به دست ها و پاها فرمان دهد آنها ورزش می کنند و بدن متعلق به مغز را سالم و سلامت و زیبا می کنند؟
مگر وقتی به چشمها فرمان دهد آنها نمی خوانند؟ و یاد نمی گیرند؟

آها ! یک اشکال قضیه اینجاست. اشکال اینجاست که برای یاد گرفتن خود مغز هم باید تلاش کند. صرف نگاه کردن نوشته‌ها چیزی به انسان اضافه نمی‌کند. در مورد ورزش کردن هم... خب به هر حال زحمت فرماندهی مداوم به اعضا می افتد گردن مغز.

و اینجاست که این مغز پدرسگ روی شوم و حرامزاده خودش را رو می کند، از قدرتش سو استفاده می کند و همه اعضا و جوارح دیگر را به رخوت و تنبلی سوق می دهد. برای اینکه خودش به زحمت نیفتد.
و اینجاست که باید این را بفهمی که "تو"، آن "خود" تو که جوی استیک در دستش است، باید هشیار باشد. باید بفهمی که این مغر دشمنت می شود گاهی. بدانی که مغز هم مثل بقیه اعضا جزئی از بدن تو است که می توانی به آن فرمان بدهی. در واقع تنها جایی که "تو" به آن فرمان می دهی همین مغز بی پدر دو روی حرامزاده است.

باید روی آن روی حرامزاده اش را کم کنی. باید کاری کنی تا فقط از "تو" حرف شنوی داشته باشد نه برای خودش خودمختاری کند. اگر تو می دانی که ورزش کردن برایت خوب است، باید بدانی که اگر ورزش نمی کنی کار این مغز ولدالزناست. اگر باید درس بخوانی ولی نمی خوانی، همه اش زیر سر این مغز نیرنگ گر مکار است. مغر را باید رام کرد. باید اینقدر رام شود تا فاصله میان میلت، اراده‌ات و عملت به صفر برسد. اهریمن و شیطان و نفس اماره همه همین جا در مغزند. خود مغزند.

نباید گذاشت مغز برای خودش تنبلی کند و به دنبال خودش همه این اعضا و جوارح مظلوم را هم به سستی و رخوت بکشاند. آن زمان که به قدرت و بزرگی و ابهت خود در برابر مغز ایمان بیاوری، خواهی توانست که او را تحت کنترل خود درآوری؛ و آن زمان، زمان رستگاری تو است.