آقای مهندس نشسته داره میگه که بله برای اینکه ما دستگاه های شما رو بخریم
باید حتما فلان آپشنها رو روش اضافه کنین
منم توضیح می دم که اینایی که تو میگی آپشن نیست عزیز دلم
هر کدوم خودش یه دستگاهه

بعد هی گیر میده که نه، میشه

من هی میگم ما خوبیم
اونم میگه نه ما راست میگیم

در همین حین کم کم ذهنم به این سمت منحرف میشه که
اگه بپرم و یه ماچ آبدار از لپش بکنم چی میشه

چند تا سناریو به ذهنم میرسه
که هیچ کدوم آخر عاقبت خوشی نداره
واسه همین
به کلی بی خیال ماچ کردن میشم

میگم چشم آقای مهندس
من با تولید کننده تماس می گیرم
ببینم می تونن راه حلی برای شما داشته باشن یا نه
و جلسه تموم میشه

ولی اگه ماچ میکردم
خدا رو چه دیدی
شاید الآن مناقصه رو برده بودیم